1- سعی کنید نقطه ضعف اصلی خود را بشناسید و آن را نابود کنید.

2- به انگلیسی فکر کنید. برای این منظور باید از طریق مطالعه پیوسته و هدف دار و جهت دار( از آسان به مشکل) بدانید که انگلیسی زبانها چگونه فکر می کنند. مثلا اگر بخواهید این جمله را به انگلیسی بیان کنید: کسی که خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه. در صورتی که بخواهید این جمله را کلمه به کلمه به انگلیسی ترجمه کنید و آن را بیان کنید، افتضاح ببار خواهد آمد و بجز خودتان هیچکس متوجه فرمایشتان نخواهد شد! خوب! در چنین مواردی چگونه می توان به انگلیسی فکر کرد؟ تنها راه این است که مطالعه کنید و به رادیو گوش کنید تا بدانید آنها در چنین مواردی چگونه می اندیشند!

3- مربی انتخاب کنید که به درستی کارش ایمان داشته باشید.

4- وسایل خانه و محیط کارتان را با برچسب نام آنها به زبان انگلیسی پر کنید.

5- همیشه از خودتان بپرسید: اگر بخواهم این جمله یا مطلب را به زبان انگلیسی بیان کنم چه باید بگویم؟

6- فردی را بیابید که بتوانید انگلیسی را – مخصوصا بصورت گفتاری – با وی تمرین کنید.

7- هرگز خود را کمتر از دیگران ندانید زیرا سیستم عصبی تمام افراد بشر یکسان است. تنها تفاوت در تفاوت چگونگی عمل است. اگر شما بدانید که دیگران چه کرده اند که موفق شده اند و شما هم همانگونه عمل کنید، موفق خواهید شد.

8- هرگز به پایان راه نگاه نکنید. در هر لحظه از خودتان سوال کنید: بسیار خوب در این ده دقیقه یا نیم ساعت چگونه حداکثر بهره را ببرم؟

9- همیشه باخودتان دفترچه یادداشت همراه داشته باشید و خاطراتتان را به انگلیسی یادداشت کنید.(نگران اشتباهات گرامری نباشید. حتی اگر یکی دولغت را از یک جمله به ذهنتان نرسید معادل فارسی آن را بنویسید تا بعدا از کسی بپرسید .

10- خودتان را با دیگران مقایسه نکنید زیرا تمام افراد بشر خلاق هستند. از این گذشته هر فر مانند خود خدا تک و بی مانند است. وقتی شما خودتان را با دیگران مقایسه می کنید میخواهید به نتیجه : کمتر – بیشتر و یا مساوی برسید. خوب! اگر قبول دارید که خداوند هیچکس را مثل شما خلق نکرده پس این را هم خواهید پذیرفت که مقایسه خود بادیگران کار عاقلانه ای نیست. نه انسانها کاملا مثل هم هستند و نه موقعیتهایشان یکسان است. تنها مقایسه ای که هم عاقلانه است و هم لازم ، مقایسه وضع زمان حال با زمان آینده شما است در دو حالت: حالت اول تلاش کنید و آینده تان را بسازید و حالت دوم تلاش نکنید و آینده تان بایر باشد. مثلا از خودتان بپرسید: اگر هیچ تلاشی بخرج ندهم و یا اینکه در حد توان زحمت بکشم، در هر حالت چه آینده ای خواهم داشت؟ در این صورت رقیب خارجی وجود ندارد. رقیب هر کس خود اوست. اگر خودتان رقیب خودتان باشید انگیزه تان صدچندان می شود ولی اگر رقیب بیرونی برای خود بتراشید، دچار نگرانی و اضطراب خواهید شد.

11- غرور کاذب نداشته باشید. از اشتباه کردن و یا این که دیگران به شما بخندند نهراسید.

12- خودتان را به زمان و مکان خاص شرطی کنید.

13- طرز استاده درست از دیکشنری را یاد بگیرید.

14- همیشه با یک کارشناس مشورت کنید.

 

منبع: http://uandmyfuture.blogfa.com/cat-41.aspx